السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

73

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

داد و او را بدست يكى از عموزاده‌هايش سپرد تا بخانواده‌اش برساند زن از جاى برخاست و گريه كرد و با زهير وداع نمود و گفت : خدا ياور مدد كارت باد ، و هر چه خير است برايت پيش آورد خواهشى كه دارم مرا بروز قيامت نزد جدّ حسين از ياد مبرى ، پس زهير بيارانش گفت : هر كس دوست دارد با من باشد بيايد و گر نه اين ديدار آخرين من است با او . سپس حسين عليه السّلام از آن منزل روانه شد تا بزبالة رسيد . در اين منزل بود كه خبر شهادت مسلم به او رسيد حضرت بعدّه‌اى كه بدنبال او بودند خبر شهادت مسلم را داد ، افرادى كه بطمع دنيا بودند و يقين‌شان كامل نبود پس از شنيدن خبر شهادت مسلم از گرد آن حضرت پراكنده شدند و فقط خانوادهء او و برگزيدگان از ياران ، با حضرت باقى ماندند . راوى گفت : چون خبر شهادت مسلم رسيد صداى شيون و گريه